از ترس بَتَر به بد پناه آوردم
از ترس شریر به شَر پناه آوردم
خوف مار غاشیه چنان بود که من
به عقرب جَرّاره پناه آوردم
از ترس شریر به شَر پناه آوردم
خوف مار غاشیه چنان بود که من
به عقرب جَرّاره پناه آوردم
96/2
در آستانه تحویل سال نو سروده شد بدرود زمستان که بهاران در پیش است بشکفتن گل ها (نه خزان) در پیش است گر تیره و سرد بُد روزگاران چندی...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر