این مثل معروف "خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو" را همه شنیده اند و انبوهی از مردم هم در زندگی روزمره این رهنمود را راهنمای عمل خود قرار می دهند. در نوجوانی (بیش از 45 سال پیش) تحت تاثیر شعر میرزاده عشقی قرار گرفته و هرگز آن را فراموش نکرده ام:
"من خویشتن نه همرنگ جماعت می کنم
نی لحن خود قرین هر آهنگ می کنم
مانم تا که بگردد همرنگ من محیط
آن گاه ببین که چه طور همه را رنگ می کنم".
البته قصد رنگ کردن کسی را ندارم ولی از رنگ شدن همیشه ترسیده و گریزان بودم. حرکت توده ها همیشه به حق و در مسیر درست نیست. اگر درست است باید همراه شد و اگر خطا بود از رسوایی نباید ترسید.
"من خویشتن نه همرنگ جماعت می کنم
نی لحن خود قرین هر آهنگ می کنم
مانم تا که بگردد همرنگ من محیط
آن گاه ببین که چه طور همه را رنگ می کنم".
البته قصد رنگ کردن کسی را ندارم ولی از رنگ شدن همیشه ترسیده و گریزان بودم. حرکت توده ها همیشه به حق و در مسیر درست نیست. اگر درست است باید همراه شد و اگر خطا بود از رسوایی نباید ترسید.
از بی رنگی اگر ترسی، رو رنگ جماعت شو
ترس تو زرسوایی است؟ همرنگ جماعت شو!
وارسته زهر رنگی؟ رنگت نکنند خواهی؟
آویزه مکن در گوش "همرنگ جماعت شو"
ترس تو زرسوایی است؟ همرنگ جماعت شو!
وارسته زهر رنگی؟ رنگت نکنند خواهی؟
آویزه مکن در گوش "همرنگ جماعت شو"
96/3
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر